تبلیغات
محب سیدالشهدا


امروز :
New Page 1

بسم الرب الشهدا

ما انجمن مذهبی و تالار گفتگويی را  تاسیس کردیم که شما بازدیدکنندگان وبگاه محب سيدالشهدا در آن ثبت نام کنید و بتوانید مطالبی،

از قبیل: مذهبی،مهدوی، اس ام اس، اشعار، دل نوشت، دلتنگی، گپ با سایر اعضا، آموزش ها، کد های جاوا،کد قالب،و هزاران مطلب دیگر را بنویسید و محیطی آموزشی و مفید بسازید؛

بلکه با این کار برای ظهور آقا امام زمان (عج) با هم متحد شویم و انجمنی بسیار بزرگ و مذهبی درست کنیـــــــــــــــم!

جهت ثبت نام وياورودبه انجمن روي لينك هاي زيركليك نماييد

پس ما منتظر یــــــــــــــــــاری شما عزیزان هستیم!

پس ما منتظر یــــــــــــــــــاری شما عزیزان هستیم!


  • با توجه به اینکه در تمامی منابع معتبر شیعه واقعه غدیر به طور کامل همراه با وقایع قبل و اتفاقات بعد از آن ذکر شده است از ذکر منابع شیعه در زمینه سند واقعه غدیر خودداری کرده و صرفا منابع اهل سنت را ذکر کردیم.
  • برای جستجوی بیشتر می توانید به کتاب" الغدیر" علامه امینی مراجعه کنید.
  1. اخبار اصفهان: ج1ص107و235.ج2ص227.
  2. اخبارالدول وآثارالاول:ص102.
  3. أربعین الهروی:ص12.
  4. أرجح المطالب:ص36و56 و58 و67 و203 و338 و339 و389 و581-545 و681 .
  5. الارشاد: ص420.
  6. أسباب النزول:ص135.
  7. أسد الغابه:ج1ص308و367.ج2ص233.ج3ص92و93و274و307و321.ج4ص28.ج5ص6و205و208.
  8. الامامه و السیاسه:ج1 ص109.
  9. أنساب الاشراف:ج1 ص156.
  10. البدایه و النهایه:ج5 ص208-213و227و228-ج7ص338و344-349.
  11. بلاغات النساء:ص72.
  12. تاریخ بغداد:ج8ص290-ج7ص377-ج12ص343-ج14ص236.
  13. التاریخ الکبیر:ج1ص375-ج2قسم2ص194.
  14. تاریخ الخلفاء:ص114و158و179.
  15. تفسیر الثعلبی:ص78و104و181و235.
  16. تفسیر الطبری:ج3ص428.
  17. تفسیر فخر الرازی:ج3ص636.
  18. التمهید(باقلانی):ص171.
  19. الجمع بین الصحاح:ص458.
  20. حیاه الصحابه:ج2ص769.
  21. حلیه الاولیاء:ج5ص26و363-ج6ص294.
  22. الخصائص:ص4و49و51.
  23. خصائص النسائی:ص21و40و86و88و93و94و95و100و104و124.
  24. الخصائص(السیوطی):ص18.
  25. الخطط والآثار(مقریزی):ص220.
  26. الدر المنثور:ج2ص259و298.
  27. دول الاسلام(ذهبی):ج1ص20.
  28. ذخائرالعقبی:ص67و68.
  29. روضات الجنات(زمجی):ص158.
  30. سر العالمین(غزالی):ص16.
  31. سنن الترمذی:ج5ص591 .
  32. سنن ابن ماجه:ج1 ص43.
  33. سنن النسائی:ج5 ص45.
  34. سنن المصطفی صلی الله علیه و آله:ج1ص45.
  35. السیره النبویه(زینی):ج3 ص3.
  36. شرح نهج البلاغه(ابن أبی الحدید):ج1ص317و362-ج2ص288-ج3ص208-ج4ص221-ج9ص217.
  37. الشرف الموبد(نبهانی):ص58و113.
  38. شواهد التنزیل:ج1ص158و190.
  39. صحیح الترمذی:ج1ص32-ج2ص298-ج5ص633.
  40. صحیح مسلم:ج4ص1873.
  41. الصواعق المحرقه:ص25و26و73و74.
  42. طبقات ابن سعد:ج3ص335.
  43. العقد الفرید:ج5ص317.
  44. عمده الاخبار:ص191.
  45. الفصول المهمه:ص23و24و25و27و74.
  46. الفضائل(ابن حنبل):ج1ص45و59و77و111-ج2ص560و563و569و592و599-ج3ص27و35.
  47. فضائل الصحابه:ج2ص610و682.
  48. الکفایه:ص151.
  49. کفایه الطالب:ص13و17و58 و62 و153و285و286.
  50. کنز العمال:ج1ص48-ج6ص397-405-ج8ص60-ج12ص210-ج15ص209.
  51. الکوکب الدری:ج1ص39.
  52. مجمع الفوائد:ج9ص103-108و163.
  53. مختلف الحدیث(ابن قتیبه):ص52و276.
  54. مروج الذهب:ج2ص11.
  55. مستدرک الحاکم:ج3ص109و110و118و371و631.
  56. مسند ابن حنبل:ج1ص84و119و180-ج4ص241و281و368و370و372-ج5ص347و366و370و419-494-ج6ص476.
  57. مسند الطیالسی:ص111.
  58. مصابیح السنه:ج2ص202و275.
  59. معارج النبوه:ج1ص329.
  60. المعارف(ابن قتیبه):ص58.
  61. معالم الایمان(دباغ):ج2ص299.
  62. المعتصرمن المختصر:ج2ص301و332.
  63. معجم البلدان:ج2ص389.
  64. المعجم الصغیر:ج1ص64و71.
  65. المعجم الکبیر(طبرانی):ج1ص149و157و390-ج5ص196.
  66. مقاصد الطالب:ص11.
  67. مقتل الحسینعلیه السلام(خوارزمی):ص47.
  68. مقصد الراغب:ص39.
  69. المنار:ج1ص463.
  70. مناقب الائمه(باقلانی):ص98.
  71. المناقب(ابن جوزی):ص29.
  72. المناقب(ابن مغازلی):ص16و18و20و22و23و24و25و224و229.
  73. المناقب(عبدالله شافعی):ص106و107و122.
  74. منتخب کنز العمال:ج5ص30و32و51.
  75. المواقف:ج2ص611.
  76. موده القربی:ص50.
  77. نزهه الناظرین:ص39.
  78. النهایه(ابن الأثیر):ج4ص346.
  79. نهایه العقول:ص199.
  80. الوفیات(ابن خلکان):ج1ص60-ج2ص223.
  81. ینابیع الموده:ص29-40و53-55و81و120و129و134و154و155و179-187و206و234و284.
  82. الاصابه:ج1ص372و550-ج2ص257و382و408و509-ج3ص512-ج4ص80.
  83. الاستیعاب:ج2ص460.
  84. أشعه اللمعات فی شرح المشکاه:ج4ص89و665و676.
  85. تفریح الأحباب:ص31و32و307و319و367.
  86. التمهید و البیان(أشعری):ص237.
  87. الفتوح(ابن الأعثم):ج3ص121.
  88. التمهید البیان(أشعری):ص237.
  89. ثمار القلوب(ثعالبی):ص511.
  90. الأعتقاد(بیهقی):ص182.
  91. تاریخ دمشق:ج1ص370-ج2ص5و85و345-ج5ص321.
  92. الجمع بین الصحاح:ص458.
  93. الشفاء(قاضی عیاض):ج2ص41.
  94. أسنی المطالب:ص4و221.
  95. انسان العیون:ج3ص274.
  96. الأنوار المحمدیه:ص251.
  97. بلوغ الأمانی:ج1ص213.
  98. البیان والتعریف:ج2ص36.
  99. التاج الجامع:ج3ص296.
  100. تجهیز الجیش:ص135و292.
  101. ذخائرالعقبی:ص67و68.
  102. الحاوی للفتاوی:ج1ص79و122.
  103. الریاض النضره:ج2ص169و170و217و244و348.
  104. السیره الحلبیه:ج3ص274و283و369.
  105. شرح المقاصد:ج2ص219.
  106. فرائد السمطین:ج1ص56و64و65و67و68و69و72و75و76و77.
  107. العثمانیه:ص145.
  108. مرقاه المفاتیح:ج1ص349-ج11ص341و349.
  109. مصابیح السنه:ج2ص202و275.
  110. المورود فی شرح سنن أبی داود:ج1ص214.



طبقه بندی: حكمت غدیر،  امام علی (ع)،  معصومیین، 
برچسب ها: المورود فی شرح سنن أبی داود:ج1ص214.، بلوغ الأمانی:ج1ص213. البیان والتعریف:ج2ص36.، أسنی المطالب:ص4و221.، أسد الغابه:ج1ص308و367.ج2ص233.ج3ص92و93و274و307و321.ج4ص28.ج5ص6و205و208.،
ارسال توسط محب سیدالشهدا
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1 آبان 1392

در باب عید غدیرآمده است:

روز عید غدیر عید الله الاکبر و عید آل محمّد(ص) است و در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که از آنجناب پرسیده شد آیا مسلمانان را غیر از جمعه و فطر و قربان عیدی هست؟

فرمودند:آری. عیدی هست که حرمتش از همۀ اعیاد بیشتر است.

راوی گفت: کدام عید است؟

حضرت فرمودند: روزی است که پیامبر(ص) امیر المومنین علی(ع) را به جانشینی خود نصب فرمود و اعلام کرد: هر که من مولا و آقای اویم، پس علی مولا و آقا و پیشوای اوست و آن روز هیجدهم ذی الحجه است.

راوی گفت: در آن روز چه کار باید انجام داد:

فرمود: باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمد(ص) را یاد کنید و بر ایشان صلوات فرستید. رسول خدا(ص)، علی(ع) را وصیّت کرد که این روز را عید گرداند و هر پیامبری به جانشین خویش وصیّت می کرد این روز را عید گرداند.

و در حدیثی از امام رضا(ع) خطاب به ابن ابی نصر بزنطی آ مده است که فرمود: ای پسر ابی نصر! هر کجا که باشی بکوش روز عید غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیر المومنین حاضر شوی. به درستی که خداوند می آمرزد در این روز از هر مرد و زن مومن گناه شصت سال ایشان را؛ و از آتش دوزخ آزاد می کند دو برابر آنچه که در شبهای قدر و فطر و ماه رمضان آزاد کرده است و پرداخت یک درهم در این روز به برادران مومن برابر با هزار درهم در اوقات دیگر است؛ و در این روز به برادران مومن خود نیکی و احسان کن و هر مرد و زن مومن را شاد گردان. به خدا سوگند اگر مردم فضیلت این روز را چنان که باید بدانند، هر آینه فرشتگان با ایشان هر روز ده مرتبه مصافحه کنند.

 

برای این روز شریف اعمال زیادی وارد شده که ما به اختصار به بعضی از این اعمال اشاره می کنیم. (جهت تفصیل بیشتر به کتاب شریف مفاتیح الجنان مراجعه شود.)

1- روزه.

2- غسل کردن.

3- زیارت حضرت علی(ع) که یکی از آنها زیارت "امین الله" است.

4- خواندن دعای "ندبه".

5- چون مؤمنی را ملاقات کند، این تهنیت را بگوید: «الحمد الله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام

 

و برای این امور فضیلت بسیاری ذکر شده است:

پوشیدن لباسهای نیکو - زینت کردن - استعمال بوی خوش - شادی کردن و شاد نمودن شیعیان امیر المومنین - گذشت از تقصیر شیعیان - برآوردن حاجت آنان - صله رحم - اطعام اهل ایمان - شکر و سپاس به خاطر نعمت بزرگ ولایت و... 

                                                                                                          

                                                                                                                          




طبقه بندی: حكمت غدیر،  معصومیین،  حضرت محمد (ص)،  امام علی (ع)، 
برچسب ها: اعمال عید غدیر، روزه، غسل کردن، زیارت حضرت علی(ع) که یکی از آنها زیارت "امین الله" است.، چون مؤمنی را ملاقات کند، این تهنیت را بگوید: «الحمد الله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام.»، خواندن دعای "ندبه".،
ارسال توسط محب سیدالشهدا
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 30 مهر 1392
اهمیت حجه الوداع

هجرت پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله و سلم و خروج آن حضرت از مكه معظمه نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار می آید و بعد از این هجرت، حضرت سه بار به مكه سفر كرده اند.

بار اول در سال هشتم پس از صلح حدیبیه به عنوان عمره وارد مكه شدند و طبق قراردادی كه با مشركین بسته بودند فوراً بازگشتند.

بار دوم در سال نهم به عنوان فتح مكه وارد این شهر شدند، و پس از پایان برنامه ها و برچیدن بساط كفر و شرك و بت پرستی به طائف رفتند و هنگام بازگشت به مكه آمده و عمره بجا آوردند و سپس به مدینه بازگشتند.

سومین و آخرین بار بعد از  هجرت كه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم وارد مكه شدند در سال دهم هجری بعنوان حجه الوداع بود كه حضرت برای اولین بار به طور رسمی اعلان حج دادند تا همه مردم در حد امكان حاضر شوند.

در این سفر دو مقصد اساسی در نظر بود، و آن عبارت بود از دو حكم مهم از قوانین اسلام كه هنوز برای مردم به طور كامل و رسمی تبیین نشده بود: یكی حج، و دیگری مسئله خلافت و ولایت و جانشینی بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم.


آغاز سفر حج

پس از اعلان عمومی، مهاجرین و انصار و قبایل اطراف مدینه و مكه و حتی بلاد یمن و غیر آن بسوی مكه سرازیر شدند تا جزئیات احكام حج را شخصاً از پیامبرشان بیاموزند و در اولین سفر رسمی حضرت، به عنوان حج شركت داشته باشند. اضافه بر آنكه حضرت اشاراتی فرموده بودند كه امسال سال آخر عمر من است و این می توانست باعث شركت همه جانبه مردم باشد.

جمعیتی حدود یكصد و بیست هزار نفر (گاهی بیشتر از آن را هم نقل كرده اند) در مراسم حج شركت كردند كه فقط هفتاد هزار نفر آنان از مدینه به همراه حضرت حركت كرده بودند، بطوریكه لبیك گویان از مدینه تا مكه متصل بودند.

حضرت چند روز به ماه ذی الحجه مانده از مدینه خارج شدند و بعد از ده روز طی مسافت در روز سه شنبه پنجم ذی الحجه وارد مكه شدند.

امیرالمومنین علیه السلام هم كه قبلاً از طرف حضرت به یمن و نجران برای دعوت به اسلام و جمع آوری خمس و زكات و جزیه رفته بودند به همراه عده ای در حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن برای ایام حج به مكه رسیدند.

با رسیدن ایام حج در روز نهم ذی الحجه حضرت به موقف عرفات رفتند و بعد از آن اعمال حج را یكی پس از دیگری انجام دادند، و در هر مورد واجبات و مستحبات آن را برای مردم بیان فرمودند.


خطابه اول در منی

در عرفات دستور الهی نازل شد كه علم و ودایع انبیاء علیهم السلام را به علی بن ابی طالب علیه السلام منتقل كند و او را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی كند.

در منی پیامبر صلی اله علیه و اله و سلم اولین خطابه خود را ایراد فرمودند كه در واقع یك زمینه سازی برای خطبه غدیر بود. در این خطبه ابتدا اشاره به امنیت اجتماعی مسلمین از نظر جان و مال و آبروی مردم نمودند، و سپس خونهای بناحق ریخته شده و اموال بناحق گرفته شده در جاهلیت را رسماً مورد عفو قرار دادند تا كینه توزیها از میان برداشته شود و جوّ اجتماع برای تامین امنیت آماده شود. سپس مردم را برحذر داشتند كه مبادا بعد از او اختلاف كنند و بر روی یكدیگر شمشیر بكشند.

در اینجا تصریح فرمودند كه:

اگر من نباشم علی بن ابی طالب در مقابل متخلفین خواهد ایستاد.

سپس حدیث ثقلین بر لسان مبارك حضرت جاری شد و فرمودند:

من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می گذارم كه اگر به این دو تمسك كنید هرگز گمراه نمی شوید: كتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم.

اشاره ای هم داشتند به اینكه عده ای از همین اصحاب من روز قیامت به جهنم برده می شوند.

نكته جالب توجه اینكه در این خطابه، امیرالمومنین علیه السلام سخنان حضرت را برای مردم تكرار می كردند تا آنان كه دورتر بودند بشنوند.


خطابه دوم در مسجد خیف در منی

در روز سوم از توقف در منی، بار دیگر حضرت فرمان دادند تا مردم در مسجد خیف اجتماع كنند. در آنجا نیز خطابه ای ایراد فرمودند كه ضمن آن صریحاً از مردم خواستند كه گفته های ایشان را خوب به خاطر بسپارند و به غائبان برسانند.

در این خطبه به اخلاص عمل و دلسوزی برای امام مسلمین و تفرقه نینداختن سفارش فرمودند و تساوی همه مسلمانان در برابر حقوق و قوانین الهی را اعلام كردند. بعد از آن بار دیگر متعرض مسئله خلافت شدند و حدیث ثقلین بر لسان حضرت جاری شد، و بار دیگر برای غدیر زمینه را آماده كردند.

در این مقطع، منافقین كاملاً احساس خطر كردند و قضیه را جدی گرفتند و برنامه های خود را آغاز كردند و پیمان نامه نوشتند و هم قسم شدند.


لقب امیرالمؤمنین

در مكه جبرئیل، لقب امیرالمؤمنین را به عنوان اختصاص آن به علی بن ابی طالب علیه السلام از جانب الهی آورد، اگر چه این لقب قبلاً نیز برای آن حضرت تعیین شده بود.

پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هم دستور دادند تا یك یك اصحابش نزد علی علیه السلام بروند و به عنوان امیرالمؤمنین بر او سلام كنند و السلام علیك یا امیرالمؤمنین بگویند، و بدینوسیله در زمان حیات خود، از آنان اقرار بر امیر بودن علی علیه السلام گرفت.

در اینجا ابوبكر و عمر به عنوان اعتراض به پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم گفتند: آیا این حقی از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناك شده فرمودند: حقی از طرف خدا و رسولش است، خداوند این دستور را به من داده است.


اعلان رسمی برای حضور در غدیر

با اینكه انتظار می رفت پیامبر خدا در اولین و آخرین سفر حج خود مدتی در مكه بمانند، ولی بلافاصله پس از اتمام حج حضرت به منادی خود بلال دستور دادند تا به مردم اعلان كند: فردا كسی جز معلولان نباید باقی بماند، و همه باید حركت كنند تا در وقت معین در غدیر خم حاضر باشند.

غدیر كمی قبل از جحفه كه محل افتراق اهل مدینه و اهل مصر و اهل عراق و اهل نجد بود به امر خاص الهی انتخاب شد. در این مكان، آبگیر و درختان كهنسالی وجود داشت. هم اكنون نیز، غدیر محل شناخته شده ای در دویست و بیست كیلومتری مكه و به فاصله دو میل قبل از جحفه به طرف مكه قرار دارد، و مسجد غدیر و محل نصب امیرالمؤمنین علیه السلام محل عبادت و زیارت زائران است.

برای مردم بسیار جالب توجه بود كه پیامبرشان - بعد از ده سال دوری از مكه – بدون آنكه مدتی اقامت كنند تا مسلمانان به دیدارشان بیایند و مسایل خود را مطرح كنند، بعد از اتمام مراسم حج فوراً از مكه خارج شدند و مردم را نیز به خروج از مكه و حضور در غدیر امر نمودند.

صبح آن روز كه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم از مكه حركت كردند، سیل جمعیت كه بیش از صد و بیست هزار نفر (و به قولی صد و چهل هزار، و به قول دیگر صد و هشتاد هزار نفر) تخمین زده می شدند به همراه حضرت حركت كردند. حتی عده ای حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن كه مسیرشان به سمت شمال نبود همراه حضرت تا غدیر آمدند.


اجتماع خطابه و جزئیات خطبه

همینكه به منطقه كراع الغمیم - كه غدیرخم در آن واقع شده – رسیدند، حضرت مسیر حركت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر دادند و فرمودند:

أَیُّهَا النَّاسُ أَجِیبُوا دَاعِیَ اللَّهِ أَنَا رَسُولُ اللَّه

ای مردم، دعوت كننده خدا را اجابت كنید كه من پیام آور خدایم.

و این كنایه از آن بود كه هنگام ابلاغ پیام مهمی فرا رسیده است.

سپس فرمان دادند تا منادی ندا كند: «همه مردم متوقف شوند و آنانكه پیش رفته اند بازگردند و آنانكه پشت سر هستند توقف كنند» تا آهسته آهسته همه جمعیت در محل از پیش تعیین شده جمع گردند. و نیز دستور دادند: كسی زیر درختان كهنسالی كه در آنجا بود نرود و آن موضع خالی بماند.

پس از این دستور همه مركبها متوقف شدند، و كسانی كه پیشتر رفته بودند بازگشتند و همه مردم در منطقه غدیر پیاده شدند و هر یك برای خود جایی پیدا كردند، و كم كم آرام گرفتند.

شدت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغی زمین سوزنده و به حدی ناراحت کننده بود که مردم و حتی خود حضرت گوشه ای از لباس خود را به سرانداخته و گوشه ای از آن را زیرپای خود قرار داده بودند، و عده ای از شدت گرما عبای خود را به پایشان پیچیده بودند.

از سوی دیگر، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم سلمان و ابوذر و مقداد را فراخواندند و به آنان دستور دادند تا به محل درختان کهنسال بروند و آنجا را آماده کنند. آنها خارهای زیر درختان را کندند و سنگهای ناهموار را جمع کردند و زیر درختان را جارو کردند و آب پاشیدند. در فاصله بین دو درخت روی شاخه ها پارچه ای انداختند تا سایبانی از آفتاب باشد، و آن محل برای برنامه سه روزه ای که حضرت در نظر داشتند کاملاً مساعد شود.

سپس در زیر سایبان، سنگها را روی هم چیدند و از رواندازهای شتران و سایر مرکبها هم کمک گرفتند و منبری به بلندی قامت حضرت ساختند و روی آن پارچه ای انداختند، و آنرا طوری بر پا کردند که نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار بگیرد و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هنگام سخنرانی مشرف بر مردم باشد تا صدای حضرت به همه برسد و همه او را ببینند.

البته ربیعه بن امیه بن خلف کلام حضرت را برای مردم تکرار می کرد تا افرادی که دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.


پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السّلام بر فراز منبر

انتظار مردم به پایان رسید. ابتدا منادی حضرت ندای نماز جماعت داد، و سپس نماز ظهر را به جماعت خواندند.

بعد از آن مردم ناظر بودند که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بر فراز آن منبر ایستادند و امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواندند و به ایشان دستور دادند بالای منبر بیایند و در سمت راستشان بایستند. قبل از شروع خطبه، امیرالمومنین علیه السلام یک پله پایین تر بر فراز منبر در طرف راست حضرت ایستاده بودند.

سپس آن حضرت نگاهی به راست و چپ جمعت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند. پس از آماده شدن مردم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند.





ادامه مطلب
طبقه بندی: حكمت غدیر،  بهترین مطالب،  امام علی (ع)،  معصومیین، 
برچسب ها: پایان مراسم غدیر، معجزه غدیر، امضای الهی، ظهور جبرئیل در غدیر، اهمیت حجه الوداع، آغاز سفر حج،
ارسال توسط محب سیدالشهدا
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392

حمد و ثنای اللهی

حمد و سپاس خدایی را كه در یگانگی خود بلند مرتبه، و در تنهایی و فرد بودنش نزدیك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظیم است. علم او به همه چیز احاطه دارد در حالی كه در جای خود است، و همه مخلوقات با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد. همیشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستایش خواهد بود. صاحب عظمتی كه از بین رفتنی نیست. ابتدا كننده و بازگرداننده اوست و هر كاری به سوی او باز می گردد. به وجود آورنده بالا برده شده ها (آسمان ها و افلاك) و پهن كننده گسترده ها (زمین)، یگانه حكمران زمین ها و آسمان ها، پاك و منزّه و تسبیح شده، پروردگار ملائكه و روح، تفضّل كننده بر همه آنچه خلق كرده، و لطف كننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمی زیر نظر اوست ولی چشم ها او را نمی بینند. كَرم كننده و بردبار و تحمّل كننده است. رحمت او همه چیز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است. در انتقام گرفتن خود عجله نمی كند و به آنچه از عذابش كه مستحقّ آنند مبادرت نمی ورزد. باطن ها و سریره ها را می فهمد و ضمایر را می داند، و پنهان ها بر او مخفی نمی ماند و مخفی ها بر او مشتبه نمی شود. او راست احاطه بر هر چیزی و غلبه بر همه چیز و قوّت در هر چیزی و قدرت بر هر چیزی، و مانند او شیئی نیست. اوست به وجود آورنده شی (چیز) هنگامی كه چیزی نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است. خداوندی جز او كه با عزت و حكیم است نیست. بالاتر از آن است كه چشمها او را درك كنند ولی او چشمها را درك می كند و او لطف كننده و آگاه است. هیچكس نمی تواند با دیدن به صفت او راه یابد، و كسی به چگونگی او از سر و آشكار دست نمی یابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمایی كرده است. گواهی می دهم به او كه اوست خدا، خدایی كه قُدس و پاكی و منزّه بودن او روزگار را پر كرده است. او كه نورش ابدیّت را فرا گرفته است. او كه دستورش را بدون مشورتِ مشورت كننده ای اجرا می كند و در تقدیرش شریك ندارد و در تدبیرش كمك نمیشود. آنچه ایجاد كرده بدون نمونه و مثالی تصویر نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسی و بدون زحمت و بدون احتیاج به فكر و حیله خلق كرده است. آنها را ایجاد كرد پس به وجود آمدند و خلق كرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدایی كه جز او خدایی نیست. صنعت او محكم و كار او زیباست. عادلی كه ظلم نمی كند و كرم كننده ای كه كارها به سوی او باز می گردد. شهادت می دهم اوست خدایی كه همه چیز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چیز در مقابل عزّت او ذلیل شده و همه چیز در برابر قدرت او سر تسلیم فرود آورده و همه چیز در برابر هیبت او خاضع شده اند. پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخّر كننده آفتاب و ماه، كه همه با زمان ِتعیین شده در حركت هستند. شب را بر روی روز و روز را بر روی شب می گرداند، كه به سرعت در پی آن می رود. در هم شكننده هر زور گوی با عناد، و هلاك كننده هر شیطان سر پیچ و متمرّد. برای او ضدّی و همراه او معارضی نبوده است. یكتا و بی نیاز است. زاییده نشده و نمی زاید، و برای او هیچ همتایی نیست. خدای یگانه و پرودگار با عظمت. می خواهد پس به انجام می رساند، و اراده می كند پس مقدّر می نماید، و می داند پس به شماره می آورد. می میراند و زنده می كند، فقیر می كند و غنی می نماید، می خنداند و می گریاند، نزدیك می كند و دور می نماید، منع می كند و عطا می نماید. پادشاهی از آن ِاو و حمد و سپاس برای اوست. خیر به دست اوست و او بر هر چیزی قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو می برد. نیست خدایی جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده دعا، بسیار عطا كننده دعا، بسیار عطا كننده، شمارنده نَفَس ها و پرودگار جن ّو بشر، كه هیچ امری بر او مشكل نمی شود، و فریاد دادخواهان او را منضجر نمی كند، و اصرارِ اصرار كنندگانش او را خسته نمی نماید. نگهدارنده صالحین و موفّق كننده رستگاران و صاحب اختیار مومنان و پروردگار عالمیان. خدایی كه از آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالی شكر و سپاس گویند. او را سپاس بسیار می گویم و دائماً شكر می نمایم، چه در آسایش و چه در گرفتاری، چه در حال شدت و چه در حال آرامش. و به او و ملائكه اش و كتاب ها و پیامبرانش ایمان می آورم. دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به آنچه او را راضی می كند مبادرت می ورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم می شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدایی كه نمی تواند از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداریم (یعنی ظلم نمی كند).

 

فرمان الهی برای مطلبی مهم

برای خداوند بر نفس خود به عنوان بندگی او اقرار می كنم، و شهادت می دهم برای او به پروردگاری، و آنچه به من وحی نموده ادعا می نمایم از ترس آنكه مبادا اگر آنجام ندهم عذابی از او بر من فرود آید كه هیچكس نتواند آن را دفع كند، هر چند كه حیله عظیمی بكار بندد و دوستی او خالص باشد. نیست خدایی جز او. زیرا خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حق علی بر من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرسانده ام، و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا كفایت كننده و كریم است. خداوند به من چنین وحی كرده است: ای پیامبر ابلاغ كن آنچه از طرف پرودگارت بر تو نازل شده درباره علی، یعنی خلافت علی بن ابی طالب و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می كند.

ای مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهی نكردم، و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می كنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام - كه او سلام است - مرا مامور كرد كه در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام كنم كه: علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسی است جز اینكه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است. و خداوند این آیه از كتابش را بر من نازل كرده است: صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و كسانی كه ایمان آورده و نماز را بپا می دارند و در حال ركوع زكات می دهند. و علی بن ابی طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در حال خداوند عزوجل را قصد می كند. من از جبرئیل در خواست كردم از خدا بخواهد تا مرا ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از كمی متقین و زیادی منافقین و فساد ملامت كنندگان و حیله های مسخره كنندگان ِاسلام اطلاع دارم، كسانی كه خداوند در كتابش آنان را چنین توصیف كرده است كه با زبانشان می گویند آنچه در قلبهایشان نیست، و این كار را سهل می شمارند در حالی كه نزد خداوند عظیم است. همچنین به خاطر اینكه منافقین بارها مرا اذیت كرده اند تا آنجا كه مرا اُذُن «گوش دهنده بر هر حرفی» نامیدند، و گمان كردند كه من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار علی با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من، تا آنكه خداوند عزوجل در این باره چنین نازل كرد: از آنان كسانی هستند كه پیامبر را اذیت می کنند و می گویند او اُذُن «گوش دهنده به هر حرفی» است، بگو: گوش است - بر ضد كسانی كه گمان می كنند او اُذُن است- و برای خود خیر است، به خدا ایمان می آورد و در مقابل مومنین اظهار تواضع و احترام می نماید، و برای كسانی از شما كه ایمان آورده اند رحمت است؛ و كسانی كه پیامبر را اذیت می كنند عذاب درد ناكی در انتظارشان است. اگر من بخواهم گویندگان این نسبت اُذُن را نام ببرم می توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره كنم می نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفی كنم می توانم، ولی به خدا قسم من در كار آنان با بزرگواری رفتار كرده ام. بعد از همه اینها، خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل كرده ابلاغ نمایم. ای پیامبر برسان آنچه - در حق علی- از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می كند.

 

اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام

ای مردم! این مطلب را درباره او بدانید و بفهمید، و بدانید كه خداوند او را برای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده كه اطاعتش را واجب نموده است بر مجاهدین و انصار بر تابعین آنان به نیكی، و بر روستایی و شهری، و بر عجمی و عربی، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و كوچك، و بر سفید و سیاه، بر هر یكتاپرستی حكم او اجرا شونده و كلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر كس با او مخالفت كند ملعون است، و هر كس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهی است. خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت كند آمرزیده است.

ای مردم! این آخرین باری است كه در چنین اجتماعی بپا می ایستم. پس بشنوید و اطاعت كنید و در مقابل امر پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید، چرا كه خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش كه شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی كه خدا و رسولش را ملاقات خواهید كرد. حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان حلال كرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان بر شما حرام كرده باشند. خدای عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پرودگارم از كتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام.

ای مردم! علی را (بر دیگران) فضیلت دهید. هیچ علمی نیست مگر آنكه خداوند آن را در من جمع كرده است، و هر علمی را كه آموخته ام در امام المتقین جمع نموده ام، و هیچ علمی نیست مگر آنكه آن را به علی آموخته ام. اوست امام مبین كه خداوند در سوره یس ذكر كرده است: و هر چیزی را در امام مبین جمع كردیم.

ای مردم! از علی به سوی دیگری گمراه نشوید، و از او روی بر مگردانید و از ولایت او سر باز نزنید. اوست كه به حق هدایت نموده و از آن نهی می نماید، و در راه خدا سرزنش ملامت كننده ای او را مانع نمی شود. علی اول كسی است كه به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچكس در ایمان به من بر او سبقت نگرفت. اوست كه با جان خود در راه رسول خدا فداكاری كرد. اوست كه با پیامبر خدا بود در حالی كه هیچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی كرد. از طرف خداوند به او امر كردم كه درخوابگاه من بخوابد، او هم در حالی كه جانش را فدای من كرده بود در جای من خوابید.

ای مردم! او را فضیلت دهید كه خدا او را فضیلت داده است، و او را قبول كنید كه خداوند او را منصوب نموده است.

ای مردم! او از طرف خداوند امام است، و هر كس ولایت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد، حتمی است بر خداوند كه با كسی كه با او مخالفت نماید چنین كند و او را به عذابی شدید تا ابدیت تا آخر روزگار معذب نماید. پس بپرهیزید از اینكه با او مخالفت كنید و گرفتار آتشی شوید كه آتشگیره آن مردم و سنگ ها هستند و برای كافران آماده شده است.

ای مردم! به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند، و من به خدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمان ها و زمین ها هستم. هر كس در این مطالب شك كند مانند كفر جاهلیت اول كفار شده است؛ و هر كس در چیزی از این گفتار من شك كند در همه ی آنچه بر من نازل شده شك كرده است، و هر كس در یكی از امامان شك كند در همه آنها شك كرده است، و شك كننده درباره ما در آتش است.

ای مردم! خداوند این فضیلت را بر من ارزانی داشته كه منّتی از او بر من و احسانی از جانب او به سوی من است. خدایی جز او نیست. حمد و سپاس از من بر او تا ابدیت و تا آخر روزگار و در هر حال.

ای مردم! علی را فضیلت دهید كه او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامی كه خداوند روزی را نازل می كند و خلق باقی هستند. معلون است ملعون است. مورد غضب است مورد غضب است كسی كه این گفتار مرا رد كند و با آن موافق نباشد. بدانید كه جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید: «هركس با علی دشمنی كند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد». هر كس ببیند برای فردا چه پیش فرستاده است. از خدا بترسد كه با علی مخالفت كنید و در نتیجه قدمی بعد از ثابت بودن آن بلغزد، خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است.

ای مردم! علی «جنب الله» است كه خداوند در كتاب عزیزش ذكر كرده و درباره كسیكه با او مخالفت كند فرموده است: ای حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفریط و كوتاهی كردم.

ای مردم! در قرآن تدبر نمایید و آیات آن را بفهمید و در محكمات آن نظر كنید و به دنبال متشابه آن نروید. به خدا قسم، باطن آن را برای شما بیان نمی كند و تفسیرش را برایتان روشن نمی كند مگر این شخصی كه دست او را می گیرم و او را به سوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم و با دو دستم او را بلند می كنم و به شما می فهمانم كه هر كس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست و او علی بن ابی طالب برادر و جانشین من است، و ولایت او از خداوند عزوجل است كه بر من نازل كرده است.

ای مردم! علی و پاكان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اكبر است. هر یك از این دو از دیگری خبر می دهد و با هم موافق هستند. آنها از یكدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند. بدانید كه آنان امین های خداوند بین مردم و حاكمان او در زمین هستند. بدانید كه من ادا نمودم، بدانید كه من ابلاغ كردم، بدانید كه من شنوانیدم، بدانید كه من روشن نمودم، بدانید كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزوجل می گویم، بدانید كه امیرالمومنینی جز این برادرم نیست. بدانید كه امیرالمومنین بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.

 

بلند كردن امیرالمومنین علیه السلام بدست رسول خدا صلی الله علیه و اله

سپس پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستش را بر بازوی علی علیه السلام زدند و آن حضرت را بلند كردند. و این در حالی بود كه امیرالمومنین علیه السلام از زمانی كه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بر فراز منبر آمده بودند یك پله پایین تر از مكان حضرت ایستاده بودند و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مایل بود كه گویی هر دو در یك مكان ایستاده اند. پس پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم با دستشان ایشان را بلند كردند و هر دو دست را به سوی آسمان باز نمودند و علی علیه السلام را از جا بلند نمودند تا حدی كه

پای ایشان موازی زانوی پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم رسید. سپس فرمودند:

ای مردم! این علی است برادر من و وصی من و جامع علم من، و جانشین من در امتم بر آنان كه به من ایمان آورده اند، و جانشین من در تفسیر كتاب خداوند عزوجل و دعوت به آن و عمل كننده به آنچه او را راضی می كند، و جنگ كننده با دشمنان خدا و دوستی كننده بر اطاعت او و نهی كننده از معصیت او. اوست خلیفه رسول خدا، و اوست امیرالمومنین و امام هدایت كننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناكثین و قاسطین و مارقین به امر خداوند. خداوند می فرماید: سخن در پیشگاه من تغییر نمی پذیرد.

پرودگارا، به امر تو می گویم: خداوندا دوست بدار هر كس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس علی را دشمن بدارد، و یاری كن هر كس علی را یاری كند و خوار كن هر كس علی را خوار كند، و لعنت نما هر كس علی را انكار كند و غضب نما بر هر كس كه حق علی را انكار نماید. پرودگارا، تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز، این آیه را درباره او نازل كردی: امروز دین شما را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم. فرمودی: دین نزد خدا اسلام است و فرمودی: هر كس دینی غیر از اسلام انتخاب كند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانكاران خواهد بود. پرودگارا، تو را شاهد می گیرم كه من ابلاغ نمودم.

 

تاكید بر توجه امت به مسئله امامت

ای مردم! خداوند دین شما را با امامت او كامل نموده، پس هر كس اقتدا نكند به او و به كسانی كه جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، چنین كسانی اعمالش در دنیا وآخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود. عذاب از آنان تخفیف نمی یابد و به آنها مهلت داده نمی شود.

ای مردم! این علی است كه یاری كننده ترین شما نسبت به من و سزاوارترین شما به من و نزدیك ترین شما به من؛ خدای عزوجل و من از او راضی هستیم. هیچ آیه رضایتی در قرآن نازل نشده مگر درباره او، هیچگاه خداوند مومنین را مورد خطاب قرار نداده مگر آنكه ابتدا او مخاطب بوده است، و هیچ آیه مدحی در قرآن نیست مگر درباره او، و خداوند در سوره «هَلْ اَتی» شهادت به بهشت نداده مگر برای او، و این سوره جز او را مدح نكرده است.

ای مردم! او را یاری دهنده دین خدا و دفاع كننده از رسول خداست، و اوست با تقوای پاكیزه هدایت كننده هدایت شده. پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند.

ای مردم! نسل هر پیامبری از صلب خود او هستند ولی نسل من از صلب امیرالمومنین علی است.

ای مردم! شیطان آدم را با حسد از بهشت بیرون كرد. مبادا به علی حسد كنید كه اعمالتان نابود شود و قدم هایتان بلغزد. آدم به خاطره یك گناه به زمین فرستاده شد در حالی كه انتخاب شده خداوند عزوجل بوده، پس شما چگونه خواهید بود در حالی كه شمایید و در بین شما دشمنان خدا هستند. بدانید كه با علی دشمنی نمی كند مگر با تقوی و به او ایمان نمی آورد مگر مومن مخلص. به خدا قسم سوره والعصر درباره علی نازل شده است: قسم به عصر، انسان در زیان است مگر علی كه ایمان آورد وبه حق و صبر راضی شد.

ای مردم! من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیست.

ای مردم! از خدا بترسید آن گونه كه باید ترسید و از دنیا نروید مگر آنكه مسلمان باشید.






ادامه مطلب
طبقه بندی: حكمت غدیر،  امام علی (ع)،  معصومیین، 
برچسب ها: فرمان الهی برای مطلبی مهم، حمد و ثنای اللهی، اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام، بلند كردن امیرالمومنین علیه السلام بدست رسول خدا صلی الله علیه و اله، تاكید بر توجه امت به مسئله امامت،
ارسال توسط محب سیدالشهدا
مرتبه
تاریخ : شنبه 27 مهر 1392

 به نام بی نام او

تیغ بدست ! با دستانی رنگین از قربانگاه بیرون آمد ! قربانی

  هنوز دست وپامی زد و جان  می داد ! شانه هایش می لرزید !

 

نگاهی به تیغ انداخت ! اشک مجال دیدن نمی داد تطهیر کرد وضو

 

 ساخت و به نماز ایستاد ! سکوتی محض حاکم شده بود همه اقتدا

 

 کرده بودند از آدم صفوه الله تا عیسی روح الله !

 

کاروانیان راهی شدند در اندیشه بود و هیچ نمی گفت ! وای که چه

 

قحطی عظیمی در راه بود ! دیگر قرار نبود بارشی از

 

 آسمان  باشد ! و بلایا در راه ! مصیبتها ! شقاوتها ! نفاقها !

 

بخل و حسد و حقد و کینه  ! و تا وعده گاه هفت منزل بود .

 

هفت طی طریق شد ! در مکانی به ناگاه فرمان داد کاروانیان

 

 بایستند ! همه ایستادند ! حتی زمان ! دستور داد تا بارها را از

 

 پشت و جهاز کاروان و شتران دنیا باز کنند و از آن منبری

 

 سازند ! هرکس بارهای دنیا ی خویش را به زمین گذاشت !

 

فرا خواند:  که رفتگان باز آیند ! تمام رفتگان باز آمدند و انگار

 

 حتی  قبرها شکافته شد و گوشت و پوست و استخوانها و خاک

 

همه اجزای هستی بر سر جای خود حاضر گشتند .

 

بار دیگر نیامده ها را خواند ! نیامده ها هم رسیدند ! حتی نیامد

 

 گان به دنیا  از رحم مادران و صلب پدران بر سر وعده گاه

 

 حاضر گشتند .

 

از منبر بالا رفت ! ایستاد ! دستش را در سینه اش برد و نامی را

 

 خواند ! از آسمان ندایی آمد "یا علی " و او از کوه جهاز شتران

 

 دنیا که پر از کالاهاو سفارشات دنیوی بود زیر پا نهاد و

 

 بالا رفت !

کلیدی را از سینه اش بیرون آورد ! کلیدی و حلقه ای در آن !

 

کلید گشاینده رمزها و رازهای آفرینش بود و حلقه آن برای دست

 

گیری و دست یابی ! کلید را در مشتش نهاد و دست او را بالا برد

 

 و کلید از حقیقت می درخشید طوری که حقیقت خورشید ! مجازی

 

شد و سایه خورشید بر سینه مجازتر آسمانها افتاد !  بلند گفت :

 

امروز کلید خاتم و خاتمیت در دست صاحب منزل همان مولود کعبه

 

است ! کعبه ای که بر گرداگردش طواف و نماز کردید ! رمی

 

نمودید شیاطین را و بارها سعی کردید و پشت سرگذاشتید صفا و

 

مروه دنیا را ! که به کمال عبادت حج برسید !

 

حال بجای آوردم این وظیفه و بار سنگین امانت الهی را !

 

 حجت تمام است !

 

رازهای قربان تا غدیر بسیار است ! و این دلنوشته به دلم افتاد

 

هردو عید بزرگ معرفت  و انسانیت بر همه مبارک باد باشد که

 

معرفت و حقیقت واقعیتها را به کمال دریابیم.

منبع:دلنوشته های آقای جوشقانی




طبقه بندی: حكمت غدیر، 
برچسب ها: رازهای قربان تا غدیر بسیار است، اشک مجال دیدن نمی داد تطهیر کرد وضو، به نام بی نام او، تیغ بدست ! با دستانی رنگین از قربانگاه بیرون آمد ! قربانی هنوز دست وپامی زد و جان می داد ! شانه هایش می لرزید !،
ارسال توسط محب سیدالشهدا
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]