تبلیغات
محب سیدالشهدا


امروز :
New Page 1

بسم الرب الشهدا

ما انجمن مذهبی و تالار گفتگويی را  تاسیس کردیم که شما بازدیدکنندگان وبگاه محب سيدالشهدا در آن ثبت نام کنید و بتوانید مطالبی،

از قبیل: مذهبی،مهدوی، اس ام اس، اشعار، دل نوشت، دلتنگی، گپ با سایر اعضا، آموزش ها، کد های جاوا،کد قالب،و هزاران مطلب دیگر را بنویسید و محیطی آموزشی و مفید بسازید؛

بلکه با این کار برای ظهور آقا امام زمان (عج) با هم متحد شویم و انجمنی بسیار بزرگ و مذهبی درست کنیـــــــــــــــم!

جهت ثبت نام وياورودبه انجمن روي لينك هاي زيركليك نماييد

پس ما منتظر یــــــــــــــــــاری شما عزیزان هستیم!

پس ما منتظر یــــــــــــــــــاری شما عزیزان هستیم!


مرتبه
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
ﺑﺎﺯﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺗﺮﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ
ﺧﺎﻧﻪ ،ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩﮐﺮﺑﻼﺭﺍ،ﺩﺷﺖ پﺮﺷﻮﺭ ﻭ
ﺑﻼﺭﺍ،ﮔﺮﺩﺵ ﯾﮏ ﻇﻬﺮﻏﻤﮕﯿﻦ،ﮔﺮﻡ
ﻭﺧﻮﻧﯿﻦ،ﻟﺮﺯﺵ ﻃﻔﻼﻥ ﻧﺎﻻﻥ،ﺯﯾﺮ ﺗﯿﻎ
ﻭﻧﯿﺰﻩ ﻫﺎﺭﺍ،ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﻭ
ﺍﻧﺪﺭﯾﻦ ﺻﺤﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ، ﻣﯽ ﺩﻭﺩ ﻃﻔﻠﯽ
ﺳﻪ ﺳﺎﻟﻪ، پﺮﺯﻧﺎﻟﻪ،ﺩﻟﺸﮑﺴﺘﻪ،پﺎﯼ
ﺧﺴﺘﻪ،ﺑﺎﺯﺑﺎﺭﺍﻥ .... ﺧﻮﻥ ﯾﺎﺭﺍﻥ ....ﻗﻄﺮﻩ
ﻗﻄﺮﻩ ﻣﯽ ﭼﮑﺪﺍﺯﭼﻮﺏ ﻣﺤﻤﻞ، ﺁﺥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﯽ
ﺑﺒﺎﺭﯼ ﺑﺮﺗﻦ ﻋﻄﺸﺎﻥ ﯾﺎﺭﺍﻥ؟ ﺗﺮﮐﻨﻨﺪ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﻠﻮﺭﺍ. ﺁﺥ ﺑﺎﺭﺍﻥ....ﺁﺥ ﺑﺎﺭﺍﻥ





طبقه بندی: معصومیین،  دل نوشته،  حضرت عباس (ع)،  حضرت علی اکبر (ع)،  حضرت علی اصغر (ع)،  امام حسین (ع)، 
ارسال توسط محب سیدالشهدا
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
فرستاد یكیــــــ از ملائكه اش را بر رویـــــ زمینــ

فرمانشــ داد اجابتیــــ كند.....دعایـــــ مردیـــــ شرابـــ خوار را

مستجاب شد دعایــــ ویــــ

فردایشــ....

فرستاد همانــ زیبا فرشته اشــ را رویــــ زمینـــ

فرمانـــ دادشــ بشكند ظرفـــ غذایـــــ كودكیــــــ یتیمـــ را

حیران شد فرشتـه

حكمتـــ كارهایتـــ چیستــــ پروردگار؟

*************************************************

دهانش بویــــ گند شرابـــ میداد فرشته یــــ من!

سالهاستــــ حواسشـــ پیــــ من نیستـــــــــ

حالا ك این همه ســــــــال گذشته....

حالا ك من شده بودم فراموش شده اش....

خواند مرا

دهانش باز نمود....خدا خداییــــــــــــ كرد

تمام دنیا را گرفته بود...بویـــــــ بد دهانش

جوابش دادم...ببندد دهانش....اذیتمـــــ میكرد

جوابش دادم...بسته شود دهانش....ك بویــــ معصیتــــ میداد

صدایش آشنایــــ سماواتــــ نبود...عذابیـــــ بود

*************************************************

هر روز می خواند مرا.....آن كودك یتیمــــ بیــــ نوا

ب هر بهانه ایـــــــــــــ

او خدا خدا میكرد....من عاشق بودمـــ صدایش را

امروز ظرفـــــــ غذاییــــ داشتــــ

نخواند مرا....صدایش نشنیدمـــــ....خدا خداییــــــــــــــــ نكرد

غذایش حواسش پرتـــــــ نمود

دلتنگـــ شدم صدایــــ بنده امــــ را

بشكند ظرفیـــــ.........برگردد حواسیـــــــ......

شكستن ظرف بهانه كردمـــ....ك بخواندمـــ....ك بشنومـــ صدایش.....

ك عاشقانه ایــــ باشد

برایـــــــــــــــــ او

برایـــــــــــــــــ من




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: عشق، حكمت، دلنوشته، فقط خدا، آخرت، گناهكار، بهشت،
ارسال توسط محب سیدالشهدا
مرتبه
تاریخ : جمعه 24 خرداد 1392
ای آقـای مـن! این دنیا چگونه مردم را به خاک سیاه نشانده و قلوب ایشان را که برای محبت و معرفت، خلق شده، طویله ی اسب و اشتر نموده،جوارحشان از قاذورات گندیده و دلهایشان آنی خضوع و خشوع ندیده و ذره ای ذوق حلاوت طاعت را نچشیده. نه در نهادشان از توبه اثری،و نه در اوهام تفکر نحس ایشان از خداوند جل جـلاله خبـری. شب و روز به سیف و سنان لسان،عرض و مال و عصمت مسلمانان را پاره پاره می کنند،قلوبشان خالی از ذکر و فکر و مملو از حیله و مکر است. دست عقل را بسته و دست هوا را گشاده،چه زخم ها از آن دست ها بر کبد دین و چه مصیبتها در شرع شریف برپا شد. لباس خدائیان را کنده، و جامه ی فرنگیان را پوشیده، اطعمه و اشربه اسلام را بدل به زهر و زقّوم«نصاری و دهریان» نموده اند.وظایف شرع را متروک و آداب کفر را مسلوک داشته اند. بازار کفر و شرک در بلادشان معمور و آباد،و سوق(بازار) اسلامشان مخروب و بر باد. وافضیحتاه " مـلا حسینـقلـی همـدانی "




طبقه بندی: امام زمان (عج)،  دل نوشته، 
برچسب ها: منجی، مهدی، ظهور، نجات،
ارسال توسط محب سیدالشهدا
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 خرداد 1392

تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته ی پنهانی شما 

برشوره زار معصیتم گریه می کنم 
جانم فدای دیده ی بارانی شما 

پرونده ام برای شما دردسر شده 
وضع بدم دلیل پریشانی شما

ای وای من!که قلب شما را شکسته ام 
آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟

ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن
عفو و گذشت سنت کنعانی شما 

آیا حقیقت است که اصلاٌ شبیه نیست؟ 
رفتار ما به رسم مسلمانی شما 

صدها هزار نوح و سلیمان نشسته اند
در انتظار منسب دربانی شما 

عشاق شهر یکسره تعریف می کنند 
از لحن و صوت مکی قرآنی شما 

نشنیده یاد روضه ی گودال کرده ام 
دل می برد تلاوت روحانی شما

این اشک روضه حال مرا خوب کرده است 
ردخور نداشت نسخه ی درمانی شما



طبقه بندی: دل نوشته، 
ارسال توسط محب سیدالشهدا
مرتبه
تاریخ : جمعه 24 شهریور 1391

 آسمان، این شبها که می رسد عجیب بیقراری میکند وزمین داغ دلش تازه میشود وزخم شرمش سر باز میکند.

ملکوتیان حق دارند سر بر دیوار عرش بگذارند وهای های گریه کنند.

وتنها خداست که میتواند تسلای دل علی باشد.

آن خانه نمیدانم آن شب به چه قدرتی بر پای ایستاده بود،آن مدینه چه مدینه ای بود که چنین مصیبتی را تاب آورد ودرهم نشکست.آن چه قبرستانی بود که سرچشمه عصمت را درخود فروبرد ودم برنیاورد.آن چه خاکی بود که به خود جرأت داد فاطمه را ازعلی جدا کند؟

چرا آن خانه برجای ماند؟چرا مدینه ویران نشد؟چرا آسمان در خود نپیچید؟چرا بغض زمین نترکید؟چرا عالم فرونریخت؟

چه رازی بود درشهادت زهرا که خانه فرونریخت،مدینه زیروزبر نشد،عمود خیمه آسمان نشکست وزمین متلاشی نگشت؟آفرینش این تحمل را از کجا آورده بود؟

مگرنه زهرا والاترین محبوبه خداوند بود وخدا به بهانه وصلتش فرموده بود«احب النساء الی».

مگر نه فاطمه محور کسا بود وبقیه وابستگان او؟پیامبر پدر او بود و علی همسر او وحسنین فرزندان او؟

مگرنه رضای خداوند درگرو رضایت مرضیه بود و غضب خداوند درگرو خشم او؟مگرنه صدیقه کبری راز افرینش زن بود،بهانه خلقت نسوان؟

مگرنه خداوند به فرشتگان فرموده بود:هذا نور من نوری ،اسکنته فی سمائی وخلقته من عظمتی...

مگرنه فاطمه شبیه ترین بود به رسول خدا؟

مگرنه فاطمه راستگوترین موجودات بود پس از رسول خدا؟

مگرنه فاطمه پاره جگرپیامبربود وعزیزمسلّم خداوند جل وعلا؟مگرنه....

چه رازی بود درشهادت زهراکه خانه فرونریخت ،مدینه زیروزبر نشد ،عمودخیمه آسمان نشکست وزمین متلاشی نگشت؟

آفرینش این تحمل را ازکجاآورده بود؟

کسی هست درخانه فاطمه پس از او که شاید این راز سربه مهر ،به دستهای او گشوده شود.او اسماء است.محرم اسرار فاطمه است.از او بپرسید شاید پاسخ بگوید.

بگویدکه :«آری حسنین سر به پای مادر نهاده بودند وپایه های عرش را به ضجه های خویش می لرزاندند.زینب وام کلثوم ،کائنات را با موهای خویش پریشان میکردند.

چروک بر پیشانی آسمان افتاده بود،زمین از درد به خود میپیچید،ناله های فرشتگان داغ پیامبر را دوچندان میکرد.ولی چه بودآنچه آفرینش را برپای نگاه میداشت؟

درآن شب تغسیل ماه ،من دیدم که علی در مأمن تاریکی سر برعمود آسمان نهاده بود و زار زار میگریست.»

اگر درعاشورا سجاد(ع)مشت بر زمین کوفت وآسمان را به آرامش خواند درآن شب علی سربردیوار کائنات ،ملتقای زمین وآسمان، محور آفرینش می سایید وباوجود بیقراری خویش، همه را به آرامش میخواند.

«صلی الله علیک یا فاطمه بنت رسول الله»

برگرفته از

خداکندتوبیایی

سیدمهدی شجاعی

 




طبقه بندی: دل نوشته، 
ارسال توسط محب سیدالشهدا
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]